به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «پیام راسک»به نقل از عصر هامون، محمدهادی طهرانیمقدم، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی سیستان و بلوچستان، در یادداشتی نوشت؛ تاریخ شفاهی روشی علمی برای ثبت تجربههای زیسته، دانشهای بومی، خاطرات جمعی و سرمایه فرهنگی جوامع است که میتواند نقش مهمی در حفاظت از هویت تاریخی و توسعه گردشگری و صنایعدستی استان ایفا کند.
حفاظت از میراث فرهنگی تنها به نگهداری بناهای تاریخی و آثار باستانی محدود نمیشود، بلکه ثبت آیینها، مهارتها، روایتها و دانش افرادی که این میراث را نسلبهنسل منتقل کردهاند نیز اهمیت دارد. بسیاری از این داشتهها بهصورت مکتوب ثبت نشدهاند و در صورت مستندسازینشدن، ممکن است برای همیشه از دست بروند.
تاریخ شفاهی با ثبت روایت استادکاران، پژوهشگران و جوامع محلی، میتواند به شناخت بهتر میراث فرهنگی و تکمیل مطالعات تاریخی کمک کند. همچنین، خاطرات ساکنان قدیمی، روایت صیادان سواحل مکران و تجربه فعالان مشاغل بومی، ظرفیت ارزشمندی برای تولید محتوای گردشگری، معرفی جاذبهها و طراحی مسیرهای فرهنگی فراهم میکند.
تاریخ شفاهی؛ میراثی زنده برای نسلهای آینده
در حوزه صنایعدستی نیز مستندسازی تجربه استادکاران سوزندوزی بلوچ، خامهدوزی، حصیربافی، توتنبافی و سفالگری، علاوه بر حفظ مهارتهای بومی، زمینه انتقال دانش به نسل جوان، توسعه آموزش و رونق کسبوکارهای فرهنگی را فراهم میسازد.
سیستان و بلوچستان با برخورداری از پیشینه تمدنی، تنوع فرهنگی و زبانی و میراث غنی مناطق سیستان و بلوچستان و سواحل مکران، ظرفیت گستردهای برای توسعه تاریخ شفاهی دارد. ثبت روایتهای مرتبط با هامون، کشاورزی، صیادی، موسیقی محلی، معماری بومی و آیینهای سنتی میتواند بخشهای کمتر شناختهشده تاریخ اجتماعی استان را آشکار کند.
برای بهرهگیری از این ظرفیت، تدوین برنامه جامع تاریخ شفاهی، شناسایی میراث در معرض فراموشی، آموزش نیروهای بومی و راهاندازی بانک دیجیتال اطلاعات ضروری است. این اقدامات باید با رعایت حقوق معنوی صاحبان دانش، رضایت راویان و مشارکت جوامع محلی انجام شود.
تاریخ شفاهی تنها ابزاری برای ثبت گذشته نیست، بلکه سرمایهای برای آموزش، پژوهش، حفاظت از میراث و توسعه پایدار گردشگری است؛ ظرفیتی که با برنامهریزی اصولی میتواند به حفظ هویت فرهنگی و تقویت جایگاه صنایعدستی سیستانوبلوچستان کمک کند.
همچنین، تاریخ شفاهی میتواند در معرفی ظرفیتهای کمتر شناختهشده گردشگری استان نقش مؤثری داشته باشد. روایتهای مردم محلی از زندگی در روستاهای تاریخی، شیوههای سنتی معیشت، بازارهای قدیمی و آیینهای بومی، در صورت مستندسازی و ارزیابی علمی، قابلیت تبدیلشدن به محتوای جذاب برای موزهها، مستندهای فرهنگی و محصولات گردشگری را دارند و میتوانند تجربه گردشگران را غنیتر کنند.
در حوزه صنایعدستی نیز ثبت تجربه زنان هنرمند و استادکاران پیشکسوت، فرصتی برای شناسایی شیوههای تولید، تنوع نقشها و تحولات هنرهای بومی فراهم میکند. این اطلاعات میتواند در طراحی برنامههای آموزشی، انتقال مهارت به نسل جوان و توسعه بازار محصولات محلی مورد استفاده قرار گیرد و به تقویت پیوند میان میراث فرهنگی و اقتصاد جوامع بومی کمک کند.
از سوی دیگر، راهاندازی بانک دیجیتال تاریخ شفاهی سیستان و بلوچستان، زمینه نگهداری امن روایتها و دسترسی پژوهشگران و علاقهمندان به این اطلاعات را فراهم میکند. اجرای چنین طرحی با همکاری دانشگاهها، پژوهشگران، فعالان فرهنگی و جوامع محلی، نیازمند برنامهریزی منسجم، استانداردهای علمی و توجه به حقوق معنوی صاحبان دانش است.
در نهایت، تاریخ شفاهی را باید سرمایهگذاری برای آینده فرهنگی استان دانست؛ رویکردی که با حفظ تجربههای ارزشمند نسلهای گذشته، به تقویت هویت محلی، توسعه گردشگری هویتمحور و صیانت از مهارتهای بومی کمک میکند. بهرهگیری هدفمند از این ظرفیت میتواند زمینه پیوند مؤثرتر میان حفاظت از میراث فرهنگی، رونق صنایعدستی و توسعه پایدار سیستانوبلوچستان را فراهم سازد.
تاریخ شفاهی بهمثابه سرمایهگذاری برای آینده فرهنگی استان
تاریخ شفاهی را باید یکی از ابزارهای مهم تبدیل حافظه پراکنده انسانی به سرمایهای ماندگار برای پژوهش، حفاظت، آموزش و توسعه فرهنگی دانست. اهمیت این رویکرد در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از آنجا ناشی میشود که هر سه حوزه مأموریتی این وزارتخانه، بهگونهای مستقیم یا غیرمستقیم، با حافظه تاریخی، دانش بومی، تجربه انسانی و انتقال بیننسلی فرهنگ ارتباط دارند.
در سیستان و بلوچستان، این ضرورت به دلیل گستردگی جغرافیایی، تنوع فرهنگی و زبانی، پیشینه تمدنی، غنای میراث ناملموس و حضور استادکاران و حاملان دانشهای بومی، ابعاد راهبردیتری پیدا میکند. بخشی از سرمایه فرهنگی این استان نه در ویترین موزهها و نه در پروندههای رسمی، بلکه در حافظه انسانهایی قرار دارد که تجربه و دانش آنان حاصل دههها زندگی، کار، مشاهده و انتقال سنتهاست.
ثبت علمی این سرمایه، صرفاً اقدامی برای حفظ گذشته نیست؛ بلکه زمینهای برای تولید دانش معتبر، تقویت هویت فرهنگی، ارتقای کیفیت معرفی جاذبههای گردشگری، انتقال مهارتهای بومی، پشتیبانی از صنایعدستی و افزایش ظرفیتهای پژوهشی و آموزشی استان فراهم میآورد.
از این رو، استقرار یک نظام منسجم تاریخ شفاهی در ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی سیستان و بلوچستان، در صورت برخورداری از برنامه پژوهشی روشن، استانداردهای علمی، زیرساخت آرشیوی، مشارکت جوامع محلی و بودجه پایدار، میتواند به الگویی مؤثر در پیوند میان حفاظت میراث، توسعه گردشگری و صیانت از سرمایه انسانی و فرهنگی تبدیل شود.
آنچه امروز از زبان حافظان میراث، استادکاران، پیشکسوتان و مردم این سرزمین ثبت و مستند میشود، تنها روایت گذشته نیست؛ بخشی از زیرساخت دانشی آینده سیستان و بلوچستان است. آیندهای که در آن، توسعه پایدار زمانی معنا و ماندگاری بیشتری خواهد داشت که بر شناخت عمیق از تاریخ، فرهنگ، هویت و تجربه زیسته مردم استوار باشد.
















